شير على خان لودى
214
تذكرهء مرآة الخيال ( فارسي )
از بندگان عاصى غافل نمىتوان شد * گمراه را هدايت از جانب خدا شد از تو تمام رحمت وز ما تمام عصيان * از تو چه خوشنمود آن وز ما چه بدنما شد در روز روشن از خود هرگز اثر نديديم * تا ديدهء دل ما روشن ز خاك پا شد گه ردّ و گه قبول است غازى طريق شاهان * وقتى برو برو بود اكنون بيا بيا شد [ ميرزا خليل خراسانى ] مورد تأييدات ربّ جليل ، ميهمان خوان سخن ، ميرزا خليل خراسانى - جواهر زواهر منثوراتش حرز بازوى فصاحت است و لآلى آبدار غزليّاتش گوشوارهء گوش بلاغت . زلال فكرش آتش نمرودمنشان دار الملك حسد را گلزار ابراهيم سازد و موسى طبع فيّاضش درماندههاى بحور غفلت را از بين السّطور كوچهء سلامت نمايد ، مگر گوش صدف را از صفاى آن سخن خبر دادهاند كه به اميد غلطيدن در پايش مرواريد غلطان مىدهد ، و شاخ گل را گويا از رنگينى آن مطّلع ساختند كه در ايّام گل هر صباح خويشتن را به بويش رنگين مىسازد . معنى بيگانه را با خاطرها چنان آشنايى مىدهد كه ابر نيسان قطره را با صدف ، و مصاريع ابيات را آنچنان ارتباط و پيوستگى مىبخشد كه دست مشّاطهء قدرت بيت ابروى خوبان را : كلك مشكينش به آواز صرير * مىزند مرغان معنى را صفير مولدش خراسان است و در هند نشو و نما يافته و در ايّام تحرير اين اوراق در بلدهء فاخرهء پتنه كه در ميان هندوستان و بنگاله بر مثال برزخى افتاده است ، به خدمات عمدهء سركار پادشاهى قيام دارد ، و سنّ شريفش از چهل متجاوز است - زاد اللّه عمره . هرچند نثر رنگين و نظم پركارش از آن مشهورتر است كه مزيدى بر آن توان نمود يا به اهتمام قلم شكسته رقم زينت و بهائى بر روى آن پردگيان عالم معنى توان افزود ، و ليكن به ارادهء تزيين اين گلدستهء بهارستان خيال به تحرير يك رقعه و يك غزل از واردات فكر نازكش گلگونه بر عذار سادهرويان اوراق مىگذارد ؛ در تهنيت عيد فطر به خدمت يكى از شاهزادههاى عالىجاه نوشته : « در اين روز عشرتافروز كه طليعهء صبحش تبسّم گل نشاط و طلوع مهرش خندهء صبح انبساط است ، نسيم طربافزاى چمن از گلشن جانها گرد ملال رفته و ابر مسرّت پيراى بهارى از رياض دلها غبار كدورت شسته . انوار شكفتگى از عارض پير و جوان چون عكس گلزار در آب زلال نمايان و آثار شادمانى از چهرهء شيخ و شاب به رنگ شراب از پردهء ميناى بلورين درخشان است . عيش را روز بازار است و خوشدلى را با دلها سروكار . صورتبينان به اداى سنّت دوگانهء عيد پرداختهاند و معنىگزينان به تقديم فرض كورنش و تسليمات مباركباد ، سر عزّت برافروخته ، خطيب بلبل بر منبر گل خطبهء دعاى ازدياد عمر و دولت صاحب عالم و عالميان سركرده و چنار با هزاران تيززبانى دست دعا برآورده ، بيد مجنون در راه اجابت دعا